آخرین اخبار

اخبار

اخبار ایران و جهان

جدیدترین خبرها

■ آخرین اخبار
■ چهره های ایرانی
■ چهره های خارجی
■ حوادث
■ سبک زندگی
■ سلامت
■ علم و فناوری
■ فرهنگ و هنر
■ ورزشی
■ اخبار تصویری
■ اخبار ویدیویی


    سبد خرید      0
امروز : چهارشنبه ۴ بهمن ۱۳۹۶

آخرین اخبار ایران و جهان
آرشیو یک آرشیو دو

چهره های ایرانی
چهره های خارجی
اخبار سیاسی
سبک زندگی
سلامت
علم و فناوری
فرهنگ و هنر
ورزشی

تاریخ انتشار : ۲۵ آذر ۱۳۹۶

موضوع : حوادث


“خلافکاری های من از سن دوازده سالگی آغاز شد! وقتی برای اولین بار به همراه چند تن از دوستانم در…


مجله اینترنتی می نت :

“خلافکاری های من از سن دوازده سالگی آغاز شد! وقتی برای اولین بار به همراه چند تن از دوستانم در یک باغ، مصرف مواد مخدر را شروع کردم. از آن به بعد هم حدود ۱۰ سال از عمرم را پشت میله های زندان گذراندم. سوابق متعددی نظیر سرقت های گوناگون، نزاع و درگیری و آدم ربایی دارم حالا هم …”
به گزارش گروه جنایی رکنا، مرد ۳۸ ساله ای که همسرش را به قتل Murder رسانده و دو روز با جسد همسرش در شهر می چرخید در حالی بعد از گذشت یک سال ماجرای جنایت Crime خود را فاش کرد که با دستورات ویژه قاضی Judge کاظم میرزایی در تنگنای بازجویی های تخصصی قرار گرفته بود.

این مرد که مدعی است با انگیزه سوء ظن دست به ارتکاب جنایت زده است، پس از آن که به سوالات سرگرد نجفی (افسر پرونده) پاسخ داد، به تشریح ماجرای زندگی اش پرداخت و گفت: پس از آن که در کلاس پنجم ابتدایی ترک تحصیل کردم در یک تعمیرگاه موتورسیکلت مشغول کار شدم. آن زمان در شهرستان سرخس زندگی می کردیم اما من از سن ۱۲ سالگی استعمال مواد مخدر Drugs را به همراه دوستانم از یک باغ آغاز کردم و بعد از آن بود که چند بار به جرم Crime سرقت Stealing زندانی Prisoner شدم.
هر کجا سرقتی رخ می داد اول به سراغ من می آمدند مادرم نیز مرا لو می داد. بیشتر جرایم من سرقت موتورسیکلت بود ولی جرایمی مانند نزاع و درگیری را در پرونده خود دارم . وقتی عازم سربازی شدم، چند روز بعد از پادگان زابل فرار Escape کردم و به سرخس بازگشتم تا این که سال ۱۳۷۹ باز هم به اتهام سرقت موتورسیکلت به مدت سه سال روانه زندان Prison شدم.
یک سال بعد از آزادی Freedom از زندان بود که با دختر یکی از بستگانم ازدواج کردم. زنم می دانست من خلافکار هستم اما خانواده ام می خواستند من ازدواج کنم و به شغلی مشغول شوم.
او پنج سال از من بزرگ تر بود ولی من از سن و سالش خبر نداشتم. ۱۴ سال قبل با خانواده ام به مشهد مهاجرت کردیم تا این که پدرم در سال ۱۳۹۰ فوت کرد و مادرم نزد من ماند. در این مدت صاحب دو دختر کوچک شده بودم که هم اکنون ۱۰ و ۸ ساله هستند اما بعداز دستگیری من تحویل بهزیستی شدند.
آخرین بار نیمه دوم اسفند ۱۳۹۳ بود که به جرم آدم ربایی به زندان افتادم و ۹۹ ضربه شلاق Whip را تحمل کردم. شاکیان مدعی بودند که من دختر آن ها را دزدیده ام. قبل از آن با زن دیگری آشنا شده بودم که با همسرم دوست صمیمی بود. در همین زمان آن زن که «س» نام دارد به جرم حمل مواد مخدر همزمان با من دستگیر شد. وقتی سال ۱۳۹۵ از زندان آزاد شدم آن زن هم بعد از من آزاد شد و من او را به عقد موقت خودم درآوردم و اکثرا در مسافرخانه همدیگر را می دیدیم. باور کنید من او را عقد موقت کردم چون با همسرم اختلاف داشتم و به او سوءظن پیدا کرده بودم. او هر وقت دلش می خواست به خانه می آمد و جواب مرا سربالا می داد.
در همین روزها موضوعاتی را می شنیدم که موجب تشدید اختلافات من و همسرم می شد. تا این که زمستان سال ۱۳۹۵ روزی پس از یک مشاجره لفظی با لگد او را به دیوار کوبیدم. وقتی فهمیدم همسرم فوت کرده است، جسد او را داخل کیسه گذاشتم و با یک خودروی عبوری به مسافرخانه بردم. آن جا «س» همسر صیغه ای ام نیز با من بود. بالاخره جسد را زیر تیر چراغ برق در یکی از خیابان های مشهد انداختم و … برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

/حوادث رکنا




  جدیدترین مطالب :